لطف الله هنرفر

100

اصفهان ( فارسى )

اين بوده است نمونه‌اى از حشمت مرداويج . مرداويز روز 13 بهمن سال 323 در گرمابهء اصفهان ، بر اثر توطئه‌اى كه به وسيلهء سران و غلامان ترك او ترتيب داده شده بود ، به قتل رسيد . ابو مخلد ، يكى از كارگزاران مرداويج ، به چشم خود ديده است كه چون تابوت اين گيل‌مرد بزرگ را به شهر رى آوردند ، هيچ‌كس روزى را بزرگ‌تر از آن‌روز به ياد نداشته است ، زيرا همهء گيلانيان و ديلميان سپاه بدان بزرگى از چهار فرسنگ راه پياده پيشواز اين پيشواى بزرگ رفته بودند و آن همه لشكر پس از كشته شدن او بىطمع درهم و دينار به برادرش وشمگير پيوستند . « 1 » اصفهان در عهد ديالمه پس از قتل مرداويج على پسر بويه ، ملقب به عماد الدوله ، برادر خود حسن ، معروف به ركن الدوله ، را به تسخير اصفهان فرستاد و حسن اصفهان را فتح كرد و عازم تسخير همدان و رى و قزوين و قم و كاشان شد . اما در سال 327 وشمگير زيارى اصفهان را از دست حسن بن بويه گرفت و حسن به اصطخر گريخت . امير زيارى سپس به فتح قلعهء الموت نيز نايل آمد و قدرت و شوكتش بالا گرفت . ماكان ، سردار معروف ديلمى كه در حيات مرداويج به دربار امير نصر سامانى پناه برده بود ، در سال 328 امير نصر را ترك گفته و تحت امر وشمگير درآمده و مأمور گرگان شده بود و چون امير نصر سردار معروف خود ، ابو على چغانى را به تسخير گرگان فرستاده بود وشمگير مجبور شده بود قسمت عمدهء سپاهيان خود را براى جنگ با ابو على به كمك ماكان بفرستد . حسن پسر بويه و برادرش على از فرصت استفاده كرده ، مجددا اصفهان را در اختيار خود آوردند و جمعى از سران

--> ( 1 ) . براى اطلاع بيشتر - نفيسى ، سعيد ، ماه‌نخشب ، ص 64 تا 81 .